تبلیغات
لژیون همسفر ربیعی - کنگره هم رحیم را به من داد و هم امیر حسینم را
 
لژیون همسفر ربیعی
جایی در پشت ذهنت به خاطر بسپار که اثر انگشت خدا بر همه چیز هست !

زهرا همسفر رحیم از رها یافتگان کنگره 60 است که هم اکنون 3 سال و 4 ماه است که از رهایی او می گذرد، او می گوید، قبل از ورود به کنگره اصلا اعتیاد را به عنوان یک بیماری نمی شناختم، تنها می دانستم که اعتیاد تمام وجود و زندگی کسی است که آن را مصرف می کند؛ اما کنگره به من آموخت که جهان بینی شخص مصرف کننده تحت تاثیر مصرف مواد افیونی تغییر می کند و جهان را از پس عینک مواد مخدر می بیند.

زهرا با وجود اینکه مادر امیر حسین کوچولوی 3 ساله است و برای رفت و آمد به کنگره معمولا با مشکل مواجه است اما حضور مستمر و صبورانه اش در کنگره  و عشق و علاقه ستودنی او جای احسنت دارد همین موضوع باعث شد که با او به گفت و گو بنشینیم.

ماحصل این گفت و گو هم اکنون پیش روی شماست:

زهرا جان از تجربیاتت از کنگره بگو.

کنگره به من آموخت که برای رسیدن به آرامش و تعادل باید هر سه ضلع مثلث اعتیاد یعنی جسم، روان و جهان بینی به یک اندازه رشد کند، این در حالی بود که من فقط تخریب جسمی مسافرم را می دیدم و دل خوش بودم که با عدم مصرف مواد مخدر بهبود می یابد، اما غافل از اینکه جهان بینی و روان او اصلا بهبود نیافته بود.

آیا از همان ابتدای زندگی با رحیم متوجه مصرف او شدی؟

رحیم در سال های اول ازدواج سعی می کرد که اعتیادش را از من پنهان کند اما من خودم کم کم متوجه شدم با این حال برای حفظ حرمت ها، سعی می کردم طوری رفتار کنم که انگار از همه چیز بی خبرم.

اعتیاد رحیم از همان ابتدا به صورت سر بسته بود و همیشه سعی در کتمان کردن آن داشت، به مصرف خود (تریاک) در بیرون منزل ادامه می داد و در خانه هم که بود سعی می کرد خوراکی مصرف کند تا من متوجه نشوم. هفت هشت سال به همین منوال گذشت و من صبورانه ماندم تا اینکه خودش یک روز اعتراف کرد.

یعنی رحیم قبل از ازدواج با شما مصرف کننده بود؟

خودش می گوید از سن 15 سالگی با سیگار شروع کرده و بعد از آن  به سراغ مشروب، حشیش و تریاک رفته و در کنار اینها به صورت تفریحی هم شیشه، اکس و کراک مصرف می کرده است، اما ماده اصلی مصرفی او تریاک بود.

یعنی به مدت هشت سال از  مصرف مسافرت باخبر بودی و حرفی نزدی؟

همین طور است که شما می گویید چون دوست نداشتم باور کنم و از سویی دلم نمی خواست حرمت ها شکسته شود.

این نگفتن ها آزارتان نمی داد؟

مصرف مواد، تاثیر مخربی بر روی جسم و ظاهر رحیم ایجاد نکرده بود اما سبب شده بود که من سال ها در تنهایی به سر ببرم. از سویی این مسئله موجب شده بود که نعمت مادر شدن را از دست بدهم. 

وقتی وارد کنگره شدم متوجه شدم که تخریب های تریاک می تواند بر روی هورمون های جنسی تاثیرگذار باشد و همین مسئله نور امیدی در دلم روشن کرد که با رهایی مسافرم حتما می توانم مادر یکی از فرشته های کوچک خدا باشم.

خدا امیر حسین کوچولو را کی بهتون داد؟

شاید باور نکنید اما درست همان روزی که رحیم می خواست گل رهاییش را از دست مهندس دژاکام بگیرد همان روزی بود که من خبر باردار شدنم را شنیدم.

کنگره هم رحیم را به من داد و هم امیر حسینم را

با امیر حسین کوچولو کنگره آمدن سخت نیست؟

نه اصلا، هرچند ممکن است اذیت شوم اما احساس می کنم دینی دارم که باید ادا کنم. شما هم برای من دعا کنید که امیر حسین به آرامش برسد تا  بتوانم دینم را اداکنم.

بعد از ازدواج دقیقا کی متوجه شدی که رحیم یک مصرف کننده است؟

از نظر ظاهری کسی متوجه مصرف رحیم نمی شد چون هم ورزش می کرد و هم به سر و وضعش می رسید، تغدیه مناسبی هم داشت، اما من بعد از یک سال شک کردم چون بوی سیگار می داد. کنجکاو شده بودم و جیب هایش را می گشتم و متاسفانه در یکی از روزها، چیزی را که نباید می دیدم دیدم، اما رحیم قبول نمی کرد می گفت مال من نیست مال دوستمه، من هم که عصبانی شده بودم آن را از پنجره بیرون انداختم، فکر می کردم با این کار من دیگر همه چیز تمام می شود و او به خودش می آید اما زهی خیال باطل!

چطور با کنگره آشنا شدید؟

از طریق دوست رحیم، البته دوست رحیم آدرس یک گروه درمانی دیگر را به او داده بود اما نگفته بود که باید روزهای زوج به آنجا برود، از قضا رحیم روز یکشنبه 17 فروردین 87 به همان آدرس مراجعه کرد و خوشبختانه به جای آن که عضو آن گروهی که دوستش معرفی کرده بود بشود آمد و با کنگره آشنا شد.

همان روز کتاب و جزوه و سی دی خریده بود و از روش خاصی که در این گروه برای قطع مصرف و درمان اعتیاد استفاده می شد برای من توضیح داد اما من تعجب کردم از اینکه چطور می شود همزمان هم مواد مصرف کرد و هم درمان شد.

پس می توان گفت برای رفع کنجکاوی تان به کنگره آمدید؟

دقیقا همین طور است، برای رفع کنجکاوی خودم به کنگره آمدم، درست یادم است آن روز تولد رهایی یکی از مسافرها به نام امیر (معروف به امیر پلنگ) بود. آن روز دچار سردرگمی شده بودم چون از حرفایی که زده می شد چیزی متوجه نمی شدم. در آنجا سخن از جسم بود و روان و جهان بینی، از تیپر مواد حرف می زدند و ...

رحیم پرسید تمایل داری که باز هم در این کلاس ها شرکت کنی و من موافقت خودم را اعلام کردم. تا دو سه هفته اول برای رفع کنجکاوی خودم می آمدم اما کم کم از فضا و صحبت هایی که در کنگره می شد خوشم آمده بود حتی اگر مسافرم هم نمی آمد من سعی می کردم که در جلسات حضور داشته باشم.

پس اینطور که مشخص است زود با کنگره انس گرفتید.

بله، کنگره در تمام لحظه های زندگی مان حضور داشت به طوری که شب ها با هم کتاب و جزوه ها را می خواندیم، سی دی گوش می کردیم و حتی در هنگام تماشای فیلم های تلویزیونی، زمانی که پیام های بازرگانی پخش می شد با هم تبادل اطلاعات می کردیم و در مورد آموخته هایمان با هم بحث می کردیم.

خدا رو شکر می کنم برای اینکه ما را لایق دانست و با کنگره آشنا کرد، من و مسافرم هر دو در آزمون های کمک راهنمایی شرکت کردیم و موفق شدیم به درجه کمک راهنمایی برسیم امیدوارم که بتوانیم دین خود را به کنگره به خوبی ادا کنیم.

اگر از شما بخواهند کنگره را در یک جمله از دیدگاه خودت تعریف کنی چه می گویی؟

کنگره زندگی بخش من بوده و هست

پس شما قبول دارید که کنگره به شما آرامش داده حالا چه دلیلی شما را وادار کرده که باز هم به آمدن هایتان ادامه بدبد؟

من تا زمانی که بتوانم به آمدن هایم ادامه می دهم چون با هر بار آمدن چیزهای جدیدی یاد می گیرم چون دوست دارم بعد از هر بار آمدن به کنگره با دست پر به منزل برگردم، حتی در همان لحظات کوتاهی هم که در لژیون حضور دارم به جزئی ترین حرف های بچه ها توجه می کنم چون همین طور که می دانید باید مواظب امیرحسین هم باشم و شاید نتوانم کامل در لژیون حضور داشته باشم اما با این حال همین آمدن ها خیلی در زندگی و حال خوش من تاثیرگذار است.

شاید گاهی اوقات چند دقیقه ای بیشتر در لژیون حضور نداشته باشم اما همین که لبخند بچه ها رو می بینم برایم انرژی بخش است.

یه آرزو می کنی؟

دوست دارم وقتی در کنگره حضور دارم آرزویم هم برای بچه های کنگره باشد به همین دلیل دعا می کنم که همه لذت رهایی و آرامش را بچشند و راه خود را پیدا کنند.

یک  مخاطب تعیین کن و حرف دلت را به او بگو

من مجبورم هر دفعه برای آمدن به کنگره به پدر و مادرم دروغ بگویم. امیدوارم که خدا من را به خاطر این دروغ های مصلحتی ببخشد و پدر و مادرم هم مرا حلال کنند زیرا مجبورم این قضیه را از آنها مخفی کنم.

با شنیدن این کلمات چه احساسی به شما دست می دهد.

راهنما: هدایت گر

کنگره: مکان مقدس

امیر حسین: عشق من، نفسم

مسافر: عشقم، جا دارد که اینجا بگویم که رحیم را با تمام وجودم دوست دارم چه قبل از سفرش و چه حالا که سفر کرده

خدا کجای زندگیته؟

همه جا، هر جا که می روم وجودش را احساس می کنم در لحظه لحظه زندگیم حسش می کنم و شکر گذار اویم او که در بیشتر مواقع در زندگی دستگیرم بوده است.

توکل یعنی چی؟

یعنی ایمان داشتن، خدا را با تمام وجود حس کردن، توکل یعنی یا علی

حرفی برای سایر همسفرها ندارید؟

از همسفرهای عزیز می خواهم که وقتی به اینجا می آیند حتما پارامتر زمان، صبر، استقامت و آرامش را در نظر داشته باشند چون این مسئله خیلی اهمیت دارد

فروغ




نوع مطلب : مصاحبه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 1 مهر 1396 03:30 ب.ظ
I really like your blog.. very nice colors & theme.
Did you design this website yourself or did you hire someone to
do it for you? Plz answer back as I'm looking to create my own blog and would like to
find out where u got this from. thanks a lot
یکشنبه 26 شهریور 1396 11:29 ب.ظ
I am regular visitor, how are you everybody?
This paragraph posted at this site is genuinely fastidious.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 01:03 ق.ظ
For newest information you have to pay a quick visit web and on web
I found this site as a best web site for most recent updates.
سه شنبه 8 فروردین 1391 12:05 ب.ظ
صدقتتان مانند فروغ فرخزاد کم نظیر است.به وبلاگ من هم سری بزنید.با تشکر... شریفی
سه شنبه 21 تیر 1390 09:25 ق.ظ
ممنون و خدا قوت
پنجشنبه 16 تیر 1390 03:32 ب.ظ
عزیزم بابت ارسال مصاحبه ممنون وخدا قوت به امید دیدار تا فردا بای
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کنگره 60 درمان اعتیاد Make your flash banner free online Create your flash banner free online Create your flash banner free online Create your flash banner free online Create your flash banner free online< وبلاگ نویسان کنگره 60