تبلیغات
لژیون همسفر ربیعی - خوشبخت ترین زن دنیا هستم
 
لژیون همسفر ربیعی
جایی در پشت ذهنت به خاطر بسپار که اثر انگشت خدا بر همه چیز هست !
چهارشنبه 11 خرداد 1390 :: نویسنده : همسفر ربیعی

سالها قبل با سن و سال كم همسرم را انتخاب كردم و پای سفره عقد نشستم راستش را بخواهید آ ن موقع فكر می كردم خوشبخت ترین زن دنیا هستم چرا كه با جان و دل پای سفره عقد نشسته بودم و بعد از شش ماه از دوران عقدم زندگی مشتركم را آغاز كردم .اوایل ازدواج همه چیز خیلی خوب بود. حسن خیلی خوب بود نه آزاری و نه اذیتی داشت ولی تنها چیزی كه آن زمان مصرف می كرد مشروب بود و من به خاطر سن و سال كم با این قضیه مشكلی نداشتم و كم كم برایش عادت شده بود وكارش شده بود همیشگی.حسن به تنها چیزی كه اهمیت نمی داد زن و زندگیش بود و آدمی فوق العاده بی مسئولیت نسبت به خانه و خانواده بود نه كاری و نه در آمدی و بالاخره روزگار گذشت تا اینكه بعد از چندین سال از گوشه كنار شنیدم كه حس مواد مصرف می كند و لی باورش برایم سخت بود همیشه با خودم می گفتم اگر با چشمان خودم نبینم باور نمیكنم.یك بار به طور اتفاقی وارد آشپزخانه شدم و با چشم خودم دیدم كه حسن در حال مصرف است یك لحظه فكر كردم آشپزخانه خراب شد و من زیر خروارها خاك خوابیدم. وقتی از او پرسیدم كه چكار می كند؟؟؟

گفت كه به تریاك اعتیاد پیدا كرده است و باید مصرف كنم تا مثل یك آدم معمولی شوم.آن روز كارمان به كتك كاری و دعوا كشید و كتك مفصلی هم خوردم ولی هر طوری بود با این قضیه هم كنار آمدم چاره ای نداشتم و اعتیاد از حسن یك آدم پرخاشگر و عصبی و بی اعتماد ساخته بود كه سر كوچكترین مسئله باهم جنگ می كردیم و همیشه آرزو داشتم با حسن فقط یك ساعت باهم به صحبت بنشینیم و آخرش دعوا نكنیم.كارش شده بود تا دیروقت در كارگاه های دوستش مواد مصرف كردن و ساعت 2 نیمه شب به خانه می آمد و تا ساعت 11 صبح هم می خوابید و وقتی كه از خواب بلند می شد بدون اینكه چیزی بخورد اول بساط تریاك و پیك نیك را آماده می كرد و یكی دوساعت هم مشغول كشیدن بود.اگر اعتراض می كردم می گفت من همین كه هستم می خواهی بمان و اگر هم نمی خواهی به خانه مادرت برو.اما با داشتن 2 فرزند كجا می رفتم؟؟؟

باید می ماندم و تحمل می كردم چاره ای جز زندگی كردن به خاطر دو فرزندم نداشتم .حدود هفت سال بدین منوال می گذشت تا اینكه حسن به خودش آمد و گفت می خواهم اعتیاد را كنار بگذارم مواد آزارم می دهد ولی نمی دانم چكار باید بكنم؟

یك شب به خانه آمد و قرار شد پیش دكتر ترك اعتیاد برود سه رو زتحت نظر دكتر بود و به وقت داروهایش را مصرف می كرد و 2 روز تمام حسن خواب خواب بود و من خوشحال از اینكه حسن در حال ترك كردن است آن قدر در آن چندروز دست و پایش پرش داشت كه می ترسیدم اتفاقی برایش بیفتد و خودم از خواب بلندش كردم و پیك نیك را جلویش گذاشتم و به او گفتم بكش.گفت چرا؟ و گفتم ترجیح می دهم مصرف كننده تریاك باشی و نمی خواهم این جوری ترك كنی.دوباره مصرف كرد و مصرفش هم بیشتر شد چند ماهی گذشته بود كه توسط یكی از راهنمایان كنگره 60 راه را پیدا كردیم.آن روز را خیلی خوب به خاطر دارم حسن خیلی خوشحال بود به خانه آمد وگفت از فردا می خواهم به كنگره بروم از او پرسیدم كنگره كجاست؟گفت جایی كه مواد را كم میكنند تا به صفر برسد و حسن راه كنگره را پیدا كرد تغییرات را در حسن می دیدم و لی من همان نرگس قبل بودم با همان تفكرات غلط و بعد از شش ماه از او خواستم كه مرا هم به كنگره ببرد و من هم شروع به حركت كردم و راه كنگره را پیدا كردم و از راهنمایم خیلی چیزها یاد گرفتم یادگرفتم كه اعتیاد بیماری است و درمان دارد  و باید صبر كرد تا طول درمان به پایان برسد و بعد از 15 ماه حسن به رهایی رسید و خداوند آرامش را به زندگی من هدیه داد و تمام این آرامش و خوشبختی را مدیون كنگره هستم جایی كه مرا به سمت روشنایی ها هدایت كرد تا بتوانم با چشمان باز به زندگی نگاه كنم.
همسفر نرگس




نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 10 آبان 1396 04:38 ق.ظ
ممنون از مطلب خوبتون
دوشنبه 10 مهر 1396 05:30 ق.ظ
ممنون از سایت خوبتون
شنبه 1 مهر 1396 03:24 ب.ظ
What's up to every body, it's my first pay
a quick visit of this webpage; this web site carries remarkable and in fact fine material in favor of visitors.
دوشنبه 27 شهریور 1396 06:40 ق.ظ
My brother suggested I might like this web site. He was entirely right.
This put up truly made my day. You cann't imagine simply how
much time I had spent for this info! Thanks!
جمعه 13 مرداد 1396 11:10 ب.ظ
Heya i'm for the primary time here. I found this board and I find It really helpful & it helped me out much.
I hope to offer something back and aid others such as you aided me.
سه شنبه 3 مرداد 1396 07:55 ب.ظ
I couldn't resist commenting. Perfectly written!
پنجشنبه 24 فروردین 1396 05:07 ب.ظ
I am sure this article has touched all the internet visitors, its
really really good post on building up new blog.
پنجشنبه 12 خرداد 1390 05:42 ب.ظ
نرگس عزیز برایت بهترینها را آرزومندم .
پنجشنبه 12 خرداد 1390 08:16 ق.ظ
خیلی خوشحالم که شما را در کنار مسافرتان میبینم وخوشحال تر این که فهمیدید که اعتیاد یک بیماری است.برایتان آرزوی بهترین ها را دارم.
چهارشنبه 11 خرداد 1390 10:09 ب.ظ
خانم نرگس عزیز عالی بود .
چهارشنبه 11 خرداد 1390 12:42 ب.ظ
به واقع حق دارید ، کنگره این نعمت را به ما داده
چهارشنبه 11 خرداد 1390 11:45 ق.ظ
خیلی عالی بود.
همیشه شاد وهمیشه خوش باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کنگره 60 درمان اعتیاد Make your flash banner free online Create your flash banner free online Create your flash banner free online Create your flash banner free online Create your flash banner free online< وبلاگ نویسان کنگره 60